حکايت پروين و زوبل

بعد اون باخت کذايی و دور از انتظار علی پروين مصاحبه تندی کرد که خلاصه‌ش رو بين حرفای پست قبل گفتم (زوبل هيچ غلطی برای پرسپوليس نکرده و بعد از اين همه فرصت که به او داديم،فقط حرف مفت می‌زند.اونو به ما انداختن و با اين نتايج همين حالا می‌تونه بره خونه‌ش) اين مصاحبه من و شما و هر کس که خوندتش رو مطمئن کرد که زوبل همين روزاس که اخراج شه اما در کمال تعجب يکی از غيرقابل باورترين اتفاقای ممکن افتاد و پروين بعد يه جلسه با زوبل و کاشانی اعلام کرد که:«زوبل با قدرت به کارش ادامه خواهد داد!»بعد اين حرف،پروين کماسی رو به گفته بچه‌ها و توصيه‌ی اطرافيان که می‌گفتن «تيم نيمه دوم کم مياره» به تيم برگردوند و از فرداش بچه‌ها کار بدنسازی زير نظر کماسی رو روی تپه‌های داووديه شروع کردن...
واقعا چه دليلی برای اين حرفای ضد و نقيض پروين وجود داره؟ اين سواليه که چندوقته ذهن ما رو بدجوری مشغول کرده و اما می‌رسيم به يه واقعيت:

پروين تحمل کار کردن در کنار يک مربی خارجی رو نداره

چرا پروين باعث شد مربی‌هايی مثل اشميت،ايوان مت‌کوويچ،جورجويچ و عبدالله اوف (اسما رو از يه منبع قابل اطمينان پيدا کردم) استعفا بدن؟؟؟ چرا هيچ وقت نتونست يه روز آروم کنار زوبل سر کنه؟ ديگه نمی‌خواد خودمونو گول بزنيم چون بايد قبول کنيم که پروين هيچ‌وقت طافت کار با يه مربيه خارجی که اختيار تام داشته باشه نداشته و نخواهد داشت.پروين تمام موفقيتی رو که تا حالا به دست آورده به خاطر فرمانروايی مطلقی که تو تيم داشته بوده.قهرمانيا...نايب‌قهرمانيا...همه و همه به خاطر اين بودن که علی پروين در اون زمانا هيچ رقيبی کنار خودش احساس نمی‌کرده و تک و تنها سرمربيه تام الاختيار تيم بوده چون اين تنها راهيه که به پروين اجازه می‌ده که قابليت‌های خودشو نشون بده و البته اينم به جای خودش خوبه.اما پروين امسال به اسم مديرفنی اومد و با تموم ميلی که به سرمربی‌گری داشت به خاطر ترس از شکست و آبروريزی پيش طرفدارا حرف از يه سرمربی زد و از قضا زوبل رو آورد.اما چرا به همين زوبلی که از همون اول طرفدار شماره يکش شخص پروين بود،انقدر داره توهين می‌شه؟؟؟

پروين زوبلو آورد.نه به خاطر سابقه خوبش،نه به خاطر منظم بودن آلمانيا،نه تفکر مدرنش و نه هيچ چيز ديگه...پروين از همون اولم اميدی به پرسپوليس نداشت و از شکست می‌ترسيد.به همين خاطرم زوبلو آورد.

زوبل اومد و پروين همه جا اعلام کرد که هيچ‌کس حق دخالت تو کار اين مربی رو نداره و خودمم هيچ دخالتی تو کارش نمی‌کنم مگر اينکه ازم راهنمايی بخواد.ولی:
زوبل از همون اول گفت که هيچ اعتقادی به اسدی نداره اما ابی از هفته دوم اومد تو ترکيب ثابت تيم...زوبل گفت هيچ‌وقت دست از تمرينای سرسختم نمی‌کشم اما همه‌ی دقايق آخرين تمرينش قبل از ديدار هفته چهارم به بازی گذشت...و يه عالمه از اين اتفاقای امثال اينا که دورادور نشون از دخالت پروين تو کار زوبل می‌داد.بعد بازی با ملوان همون‌طوری که اول پست گفتم پروين گفت زوبل با قدرت به کارش ادامه خواهد داد و اما بعد اون ديگه دخالت‌هاش به طرز آشکار شروع شد:در حالی که زوبل به علت اون مصاحبه که همين‌جا هم براتون گذاشتم(اگه می‌خواين می‌تونم تاريخشو پيدا کنم که تو آرشيو بخونينش) از کماسی دلخور بود،پروين کماسی رو برگردوند....در حالی که زوبل با تمرينات بدنسازی مجدد مخالف بود،کماسی بچه‌ها رو به داووديه برد...در حالی که زوبل با تست بدنی وسط مسابقات ليگ مخالف بود ديروز از بچه‌ها تو آکادمی المپيک تست گرفته شد...و غيره و غيره...
زوبل تبديل شده به يه عروسک مظلوم!موقع تمرينات تو داووديه رفت تا تمرينات بچه‌ها رو ببينه و وقتی يه تذکر کوچولو به کماسی داد از طرف اون طعنه خورد و تا آخر تمرين فقط به تماشای بچه‌ها پرداخت.وقتی هم با تست بدنی مخالفت کرد شنيد که:«ما از علی پروين دستور گرفته‌ايم» بنابراين رفت يه گوشه نشست و باز هم تماشاشون کرد.بعد مصاحبه کرد که «من به علی آقا اعتقاد دارم و اگر بچه‌ها با اين چيزها درست می‌شوند من هم حرفی ندارم و فقط می‌خواهم بفهمم که چه‌طور بدنهای اينها وقتی دقيقه ۱۰گل بزنيم از آن دقيقه و اگر دقيقه ۷۰گل بزنيم هم از همان دقيقه افت می‌کند؟!» شايد زوبل فکر می‌کنه که ايرانيا آدمايی جدا از بقيه جهان هستن که با اين کارا درست می‌شن؟! و البته من شک دارم به مترجم ايشون که حرفايی که به نفع زوبل نيست(مثل مصاحبه بعد بازی با پروين) رو براش ترجمه نمی‌کنه تا بعد زوبل مصاحبه کنه و بگه:«پروين کی گفت زوبل همين حالا می‌تونه بره خونه‌ش؟!»
اما پروين چرا زوبلو با برچسب اختيارتام برگردوند؟چون:

پروين اگه از اين به بعدم تيم موفق نباشه همه کاسه کوزه‌ها سر زوبل می‌شکونه

طرفدارای عزيز موفقيت تيم در حال حاضر تو اخراج زوبله.فقط همين.ممکنه تعجب کرده باشين اما اگه اين اخراج به پيشرفت فنيه تيم کمک نکنه حداقل باعث می‌شه ما بفهميم بابت اين ناکاميا بايد کی رو بازخواست کنيم؟؟؟ کی می‌تونه جواب اين سواله منو بده؟؟؟ برای موفقيت يا بايد زوبل بره يا پروين...پروين نمی‌ره پس می‌مونه زوبل...

زوبل بايد بره

ببخشيد که زياد شد اما اينا چيزايی بودن که چند وقته بدجوری تو گلوم گير کرده بودن...اميدوارم فکرام درست باشه و تهمت نزده باشم.واما می‌رسيم به بهروز رهبری‌فرد و يه کامنت که به نظر من حرف دل همه‌ی طرفداران واقعيه و البته يکی از قشنگ‌ترين و پرمحتواترين کامنتايی که تاحالا داشتم.علی آقا ازت ممنونم به خاطر اين همه لطفی که بهم داری و به خاطر اينکه اين وبلاگو جايی برای بيان حرفات انتخاب کردی.بی‌هيچ حرفی اين پستو با کامنت علی به پايان می‌رسونم:

به نام خدا و سلام.می خوام يه صحبت کوچيکی کنم با بهروز: آقای رهبری فرد! چقدر زود به هم رسيديم! زمانهء بی رحمی است مگر نه؟ انگار همين ديروز بود ! نگو که فراموش کردی! مگر می شود قهقهه های مستانهء تو و بهنام ابوالقاسم پور را هم فراموش کرد! فصل پیش تو آنچنان بر اريکهء بی غيرتی خويش مست شده بودی که با آن پنالتی که پرسپوليس را به زعم خو دت گوشمالی دادی؛ دل هوادار را خون کردی! آنروز حتا ساشا ايليچ هم معنای تعصب ايرانی را فهميد!!! تو مست بودی و بهنام سرمست! آقای بهروز! چرا امروز اشک ميريزی؟ پرسپوليس بدون پول که برای تو معنی نداشت! ميناوند که محصول فرهنگسازی غمخوار بود! افشين که جزو گروه هفت نبود!نه!!! تو پرسپوليس را برای پرسپوليس دوست نداشتی! و ندانستی که پرسپوليس هميشه پرسپوليس است چه با پروين و چه بدون پروين! چه با پول و چه بدون پول! ولی اقای رهبری فرد! مگر بدون تعصب هم می شود پرسپوليسی بود؟زمانه بد رسمی دارد آقا بهروز! مگر نه! فصل پيش تو خنديدی و هوادار را سوزاندی! تو عشق کردی و هوادار گريست! اما امروز تو اشک ريختی و البته هوادار آنقدر مثل تو بی معرفت نبود که بخندد! کجای کاری بهروز خان! ديروز تو به خاطر خودت خنديدی! هوادار برای پرسپوليس گريست! امروز تو گريستی برای خودت و باز هم هوادار برای پرسپوليس اشک ريخت! و من دلم هرگز برايت نسوخت! می دانی چرا ؟ خواهم گفت! برای آنکه فصل پيش تو دلت نه برای پرسپوليس سوخت؛ نه هوادار! برای چه من دلم برای تو بسوزد! مگر فصل پيش رفيق گرمابه و گلستان پروين نبودی؟ حالا او امروز به تو می گويد بازيکن بی غيرت! شعار طرفداران حاضر در استاديوم را هم که حتما شنيدی!« بی غيرت حيا کن پرسپوليسو رها کن»« افشين با تعصب».بهروز خان! چقدر بد است آدم يکدفعه تنها شود! مگر نه؟! مثل تو در بازی ملوان حکايت: تو نيکی مي کن و در دجله انداز... بود. و تو چقدر به پرسپوليس بد کردی! حتما خيلی هم برايت دردناک است که امروز همان پروين ديروز تو به تو می گويد :بي غيرت! و اين زمانه چه بازيهای بی رحمانه ا ی دارد! اين پيراهن به کسی هم وفا نميکند! آقای رهبری فرد! بی خيال! فوتبال حرفه ايست!!!!

راستی تيم ملی کشورمون شنبه ۷.۱۸ ساعت ۳۰/۱۹ طی يه بازيه تدارکاتی تو استاديوم آزادی با آلمان بازی داره.اميدوارم بچه‌‌ها از حيثيت کشورمون دفاع کنن.بعد بازی آپ می‌کنم...

/ 0 نظر / 15 بازدید